توفیق اجباری :))
عید غدیرتون مبارک ^_^
امروز از صبح بلند شدم یه قرمه سبزی مشت گذاشتم، غزاله اومد ناهار پیشم، تا عصر گل گفتیم و گل شنیدیم...
عصر رفتیم بیرون یکم پیاده روی، بعد هم سر خر رو کج کردیم به سمت خونه سعیده...
با یه جعبه شیرینی هم عید رو متبرک کردیم هم خونه جدیدشو تبریک گفتیم...
بعد هم سه تایی راه افتادیم دوباره همه اومدیم خونه من :)))
ینی خاله بازی به تمام معنا!
تمام این سرخوشی هارو مدیون اینیم که انتشارات کتابهای سیسیل و هاریسون رو تموم کرده و ما نمیتونیم چیزی بخونیم :)))
دست همه دانشجوهای بیش فعال که کتابهارو زود تند سریع خریدن تا پیش خوانی کنن و برای ما چیزی باقی نذاشتن درد نکنه :))
از یکشنبه ایشالا سری جدید کتابهای انتشارات میاد و ما نیز به جمع ایشان میپیوندیم :/
باشد که رستگار شویم ؛)
+ نوشته شده در جمعه دهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 21:52 توسط shimel
|