صدای نیمه شبی...
میخوام از یک چیز جالب بگم، یه همهمه ی باشکوه، یه صدای عجیب...
بار اول که شنیدمش توی عالم خواب و بیداری فکرکردم یه خیال بوده!
بار دوم فکر کردم یکی از صداهای عجیب و غریب گوشی غزاله ست!!
ولی بار سوم... اولش فکرکردم وز وز گوشمه! ولی بعد صدا بلندتر و نزدیکتر شد، همینطور میخ صداهه بودم که یکهو یه فکری به ذهنم رسید! بدو بدو رفتم لب پنجره و سرم رو بردم بیرون و خیره شدم به اسمون، وبعد اونجا بودن... یه دسته ی بزرگ غاز وحشی!!!
واقعا خارق العاده بود... کاش بودید و خودتون میدیدین
جالب بود که وقتی سرمو اوردم داخل دیدم ناخودآگاه دارم لبخند میزنم
ازون موقع به بعد هربار صدای وز وز گوش میشنوم، بدو بدو میرم لب پنجره و سرم رو چپکی ازش میبرم بیرون و تا جایی که ساختمون های بلند اجازه بدن با چشم دنبالشون میکنم...
خداجون خلقت و حکمتت رو شکر...
این صداییه که در هر شهری به گوش نمیرسه، یه همهمه ی با شکوه...!
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 15:32 توسط shimel
|