قهوه ای شد رفت پی کارش...

ولش کن!

همه اش که کنفرانس نیست، اون فقط ۳نمره داشت!

مهم اینه که کتبی ام خیلی خوب بوده...

دارم خودمو توجیح میکنم، اینو هم میدونم...

دیشب تا ۶صبح بیدار بودم و ساعت ۷:۳۰ بیدار شدم، سر کنفرانس چشمام نمیدید نوشته هارو...

الانم باید برم تا ساعت یک آزمایشگاه آناتومی و سر جسد و... و بعدشم تازه باید صدای شیوای حاجی رو تا ساعت ۳ تحمل کنم...

تازه وقتی رفتم خونه از خواب خبری نیست چون نوبت منه ناهار بپزم و غزاله خانوم هوس قرمه سبزی کردن...

ای خدا!  امروز کی تموم میشه؟؟

نمیشه هر ساعتش بشه یه ربع؟؟