اندر احوالات این روزهای من... 2
دیشب یلدا بود ^_^
امیدوارم به همتون حسابی خوش گذشته باشه
ما هم خونه یکی از بچه ها جمع شده بودیم. هرکسی هم یه خوراکی آورده بود و کلی خودمون رو تحویل گرفته بودیم ^_^
من پیراشکی درست کرده بودم، غزاله آش، نغمه الویه، بیتا کوکوی مرغ، مریم.ن دسر و نفیسه و مریم.م هم که صاحب خونه بودن آجیل و میوه و قارچ شکم پر... ^__^
جای همگی خالی...
با غزاله لباس ست پوشیده بودیم و لاک شبیه هندونه زدیم و کلی عکس خل خلی هم گرفتیم :))
فال حافظ هم گرفتم، ولی واقعا نفهمیدم منظور حافظ چی بود! فکر کنم میگفت برم میخوار بشم تا مشکلاتم حل بشه :)))
امیدوارم زمستونتون با دلی بهاری آغاز شده باشه....
پ.ن: جمعه رفتم بله برون دختر همسایه غزاله اینا!!! امروز برام کارت دعوت عروسی فرستادن.. :)))) خیلی خوبن خدایی!!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ ساعت 18:35 توسط shimel
|