دیشب یلدا بود ^_^ 

 

امیدوارم به همتون حسابی خوش گذشته باشه

ما هم خونه یکی از بچه ها جمع شده بودیم. هرکسی هم یه خوراکی آورده بود و کلی خودمون رو تحویل گرفته بودیم ^_^ 

من پیراشکی درست کرده بودم، غزاله آش، نغمه الویه، بیتا کوکوی مرغ، مریم.ن دسر و نفیسه و مریم.م هم که صاحب خونه بودن آجیل و میوه و قارچ شکم پر...  ^__^ 

جای همگی خالی...

با غزاله لباس ست پوشیده بودیم و لاک شبیه هندونه زدیم و کلی عکس خل خلی هم گرفتیم :))

فال حافظ هم گرفتم، ولی واقعا نفهمیدم منظور حافظ چی بود! فکر کنم میگفت برم میخوار بشم تا مشکلاتم حل بشه :)))

امیدوارم زمستونتون با دلی بهاری آغاز شده باشه....

 

پ.ن: جمعه رفتم بله برون دختر همسایه غزاله اینا!!! امروز برام کارت دعوت عروسی فرستادن..   :))))  خیلی خوبن خدایی!!